|
|
|
|
|
منوچهر محمدي تهيه كننده فيلم ارزشمند طلا و مس در نشست خبري كه روز يكشنبه در خانه سينما برگزارشد از مقررات جديد معاونت سينمايي در تفويض اختيار صدور پروانه ساخت به اتحاديه تهيه كنندگان به شدت انتقاد كرد . به گزارش پارس توريسم ،منوچهر محمدي اين اقدام را زمينه ساز ايجاد فساد فرهنگي و اقتصادي در سينما دانست و آن را باعث مرگ سينماي جدي و فرهنگي خواند . تهيه كننده فيلم ارزشمند طلا ومس گفت : با اين اقدام قطعا تهيه كننده اي مثل من نخواهد توانست فيلمي مثل طلا ومس توليد كند . وي بااشاره به اينكه با اقدام جديد معاونت سينمايي ،بخش قابل توجهي از اختيارات معاونت سينمايي به تشكل مبهم و مشكوكي سپرده شده ،اين اقدام راتوهين به سينما عنوان كرد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 14:29 توسط
|
|
||
|
|
|
||||||||
|
|||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 16:18 توسط
|
|
|||||||||
|
|
|
|
|
احمد محمد اسماعيلي
http://www.ido.ir/a.aspx?a=1389033002 گفتگو با همايون اسعديان کارگردان فيلم سينمايي " طلا و مس"
مقدمه : همايون اسعديان در کارنامه فليمسازيش همه نوع ژانر فيلمي را ساخته است . فيلم اکشن و حادثه اي "نيش " با بازي جمشيد هاشمپور ، فيلم کمدي و طنز از دوجنس مختلف کمدي " شوخي " با بازي پرويز پرستويي و فاطمه معتمد آريا ،" ده رقمي" با بازي جواد رضويان و بهنوش بختياري ، فيلم و مجموعه با رويکرد اجتماعي " آخربازي " با حضور حامد بهداد ،" مرد افتابي " با بازي حميد جبلي و اکبر عبدي ، مجموعه هاي " راه بي پايان " با بازي فرهاد اصلاني و مسعود کرامتي و " بچه هاي خيابان " با بازي رضا کيانيان . اسعديان در اخرين ساخته سينمايي به سراغ موضوعي حساس و چالش برانگيز( روحانيون ) مي رود . فيلمي که قدرت خلاقانه کارگرداني را در فضاي رئال و مستند گونه به رخ مي کشاند .
نکته قابل توجه در ساختارفيلم " طلا و مس " توجه شما به ارائه ساختاري رئال و واقع گرايانه است؟ سالها است در زمينه کارگرداني در سينما و تلويزيون فعاليت مي کنم و هر چقدر تجربه کاري بيشتر مي شود به اين مسئله پي مي بريد کارگرداني درست و سنجيده است که کمتر حضورش در ساختار فيلم با استفاده از حرکات مختلف دوربين احساس شود و تلاش مي کنم حضورم در بحث کارگرداني کمتر ديده بشود . يکدستي و هارموني بخش هاي مختلف يک فيلم که باعث موفقعيت فيلم و سازنده اش مي شود . به همين دليل به جز چند صحنه محدود دوربين حرکت آنچناني ندارد و مخاطب عادي سينما هم ممکن است اصلا متوجه اين حرکات دوربين نشود . اگر در حين تماشاي فيلم توجه مخاطب به حرکات دوربين جلب شد توجه اش به فيلم کمتر مي شود.
مدتي است که توامان در سينما و تلويزيون فعاليت مي کنيد ؟ نخواستم تحت هر شرايطي در سينما کار کنم و بنابراين در تلويزيون سه سريال ( بچه هاي خيابان ، چراغ جادو و راه بي پايان) ساختم که به تصديق کارشناسان جزو کارهاي شاخص و مطرح تلويزيوني بوده است و هيچگاه تابع سليقه حاکم در تلويزيون و سينما نشدم .
براي انتخاب بازيگر نقش اصلي چگونه عمل کرديد ؟ در ابتداء قصد داشتم به دليل ساختار فيلم از بازيگر واقعي در نقش اصلي استفاده کنم . بنابراين به سراغ طلاب جوان حوزه علميه رفتم . اما به دليل وجود مقررات و ضوابطي که در حوزه حاکم است . نتوانستيم از طلاب جوان براي بازي در فيلم استفاده کنيم . بنابراين به سراغ بازيگران حرفه اي رفتيم . بهروزشعيبي بازيگر مستعدي است و به خوبي توانست از عهده ايفاي اين نقش بربيايد . براي هرچه بيشتر آشنا شدن بازيگران مدتي بهروز شعيبي و جواد عزتي به حوزه علميه رفتند و از نزديک با نوع رفتار و سلوک طلاب جوان آشنا شدند .
دو شخصيت اصلي خاستگاه نيشابوري دارند براي استفاده از لهجه چه تمهيدي انديشيد ؟ سيد رضا شخصيتي است که سالها درس حوزه مي خواند و در جامعه رفت و آمد دارد بنابراين در مواقعي که در بيرون و محيط حوزه قرار دارد کمتر از لهجه استفاده مي کند و مواقعي که در منزل است ويا مواقعي که با خويشان و نزديکان تماس تلفني دارد در لحنش لهجه ديده مي شود . در مورد زن سيد رضا قضيه فرق مي کند چون زهرا السادات زن خانه داري است و کمتر به بيرون آمد و شد دارد لهجه اش از شوهرش بيشتر است .
در سکانس داروخانه و حضور سيد رضا براي گرفتن دارو صداي شما به عنوان مرد داروخانه دار در صحنه شنيده مي شود . اين حضور به دليل علاقه تان به بازيگري است ؟ تمايلي به بازيگري ندارم در چند کاري که به عنوان بازيگر حضور پيدا کردم شرايط و پيشنهاد دوستان باعث چنين مسئله اي شد . احمد اميني براي حضورم در مجموعه " بي گناهان" با من تماس گرفت و چون دوستان کارگردان ديگري هم در اين فيلم بازي مي کردند من هم در اين کار به عنوان بازيگر حاضر شدم .
يکي از ويژگي هاي " طلا و مس " تاثير پذيري آدمها از يکديگر و شرايط محيط پيرامونشان است ؟ زهر السادات همسر سيد رضا اخلاق و رفتار را به طور عملي آموخته و به خوبي مي تواند بر آدمهاي دور برش تاثير بگذارد . اين شخصيت با استفاده از تجربه زندگيش ، دقت به محيط و آدمهاي دور وبرش را آموخته و اين نوعي به انها نگاه مي کند و با انها ارتباط برقرار مي کند . دخترداراي بيماري سندروم داون همسايه و پرستار بيمارستان نمونه هايي هستند که زهرا ااسادت روي آنها تاثيرات مثبتي داشته است . در طرف مقابل سيد رضا با آمدن به تهران در حال فراگيري درس اخلاق است و در بخش آغازين فيلم هنوز مبناي اوليه درس اخلاق را که درست ديدن آدمهاي دور و اطرافش را هنوز فرا نگرفته است و تصور مي کند در کتابها مي تواند اخلاق را بياموزد . بتدريج و در اواخر فيلم سيد رضا به موقعيت درست ديدن آدمهاي دور و برش مي رسد و ديگر بي تفاوت از کنار آدمها عبور نمي کند و در سکانس فينال فيلم مي بينيم که ديگر حضورش در کلاس درس برايش مهم نيست و به جمع کردن کفش هاي طلاب حاضر در سر کلاس درس استاد اکتفا مي کند .
اگر بيماري همسر سيد رضا بروز نمي کرد آيا در نوع نگاه سيد رضا تحولي شکل مي گرفت ؟ تجربه در زندگي و مشکلاتي که با آن مواجه مي شويد مجال بروز پيدا مي کند و با طي کردن اين پروسه است که به پختگي و تکامل نزديک مي شويم . وجود بيماري زن سيد در زندگي آنها يک بحران و اتفاق است که مي شود از آن موفق بيرون آمد و يا شکست خورد .سيد رضا با درکي که پيدا کرده مسير متفاوت و ايستادگي در برابر مشکلات را برمي گزيند. بايد در نظر داشت زندگي بدون بحران و حادثه تخت و بي معني مي شود . هر لذتي و خوشي زماني براي انسان داراي معني است که در کنار آن سختي کشيده باشيد .
آيا مناعت طبع سيد رضا باعث مي شود به جاي رفتن به منبر و تدريس به بافتن قالي که براي چشم هايش ضرر دارد بپردازد ؟ بهر حال سيد رضا هنوز خودش را طلبه مي داند که نياز به فراگيري علوم حوزوي دارد و منبر رفتن هم برايش حرمت و جايگاه خاصي دارد . به دليل سابقه گذشته سيد رضا که در دوران نوجواني فرش بافي مي کرده حالا مي تواند اين شغل برايش ممر در آمد باشد . با کامل شدن فرش بر روي دار قالي انگاري شخصيت سيد رضا هم به کامل شدن نزديک مي شود و موقعي که فرش به پايان مي رسد . در واقع سيد رضا مسير زندگيش را پيدا کرده است .
جزئيات رفتاري کاراکترها در فيلم پازل شخصيت پردازي آنها را کامل مي کند ؟ بله اگر برخي از صحنه ها نظير بوسيدن سيد رضا توسط دخترش در جلوي درب مدرسه وجود نداشت ابراز علاقه سيد رضا به زنش در هنگامي که به پيک نيک در طبيعت رفته بودند معني کاملي پيدا نمي کرد . اين ابراز علاقه موقعي معنا پيدا مي کند که متوجه شويد گفتن جمله دوست داشتن چقدربراي سيد رضا چقدر دشوار و سخت است و اين جزئيات هستند که کنار هم با دقت چيده مي شوند و شخصيت براي مخاطب کامل مي شود و اين شيوه فيلم را را براي مخاطب جذاب تر مي کند و در پايان تماشاگر از تمام شخصيتها اطلاع کاملي پيدا مي کند . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389ساعت 21:10 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
فیلم سینمایی "طلاومس" که در جشنواره فیلم فجر سال 88 به سینمای کشور معرفی شد، مورد توجه رهبر انقلاب اسلامی قرار گرفته است.
رهبر انقلاب درباره این فیلم سینمایی که روزهای پایانی اکران خود را می گذارند نظراتی را بیان کرده اند که جالب توجه است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 21:23 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
سينماي ما بيكار است
مائده سادات ميرفندرسكي ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 21:20 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
http://arashfahim.blogfa.com/post-173.aspx این روز ها نقد هایی با این محتوا که فیلم «طلا و مس» بر ضد روحانیت است در برخی رسانه ها منعکس می شود. این نوشته که به قلم نگارنده در هفته نامه صبح صادق چاپ شده ، در پی پاسخگویی به این مسئله است. فيلم «طلا و مس» از آن دست آثاري است كه سر به زير و بدون هيچ هياهويي مي آيند و ناگهان تبديل به ستاره مي شوند . در جشنواره فجر سال گذشته كمتر كسي روي اين فيلم حساب باز كرده بود، اما وقتي به نمايش درآمد همه را شگفت زده كرد و تبديل به يك پديده شد . امروز هم در ميان خيل آثار بنجل و سطحي كه پرده سينماها را تصاحب كرده اند ، طلا و مس يك غنيمت است . دغدغه تعالي فرهنگ و هنر ايجاب مي كند كه اين فيلم ، مورد پاسداشت قرار بگيرد . «طلا و مس» به كارگرداني همايون اسعديان حكايت آدم هايي است كه سينماي ما كمتر سراغشان مي رود؛ روحانيون! اين فيلم روايت طلبه جواني به نام سيد رضا است كه همراه همسر و دو فرزندش براي ادامه تحصيلات حوزوي و بهره بردن از درس يك استاد اخلاق از نيشابور به تهران مي آيد، اما اين هجرت، آنها را با دشواري هاي فراواني مواجه مي كند . در حالي كه با مشكلات معيشتي و اقتصادي درگير مي شوند ، همسر طلبه نيز مبتلا به بيماري ام اس مي گردد . به اين ترتيب «سيد رضا» بيشتر وقتش به جاي اين كه به درس و مطالعه اختصاص يابد ، صرف نگهداري از بچه ها ، رسيدگي به همسرش و مرتفع ساختن معاش مي شود ، اما در نهايت تمامي اين گرفتاري ها ختم به خير مي شوند و تجربيات به ظاهر تلخ ، راهي تازه را پيش روي طلبه جوان مي گشايند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 21:51 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اسعديان که بنا بر گفته خودش– و البته مخاطباني که فيلم ساده و عاشقانه و البته اخلاق مدارانه او را ديدهاند – ميخواسته يک فيلم اخلاقي بسازد، دنيا را از پنجره احساس نگاه ميکند و ميگويد: «همه ما براي زندگي به دوست داشتن و دوست داشته شدن احتياج داريم؛ به اينکه ببينيم در بحراني کسي هست که به ما کمک ميکند و ما را تنها نميگذارد.» نه... نميدانم. شايد باور نداريم، شايد نميشناسيم اين مقوله را و شايد نميتوانيم حتي به خودمان اجازه بدهيم که پيش يک روانپزشک يا روانشناس از درونياتمان بگوييم و اين يک مقوله فرهنگي است که با نگاه کردن به تفاوت خاطرهنويسيهاي غربيها و شرقيها هم مشخص ميشود. آنها خيلي راحت و بيدغدغه از خودشان و اشتباهاتشان و حسهايشان حرف ميزنند اما ما نميتوانيم حتي در خلوت اين کار را بکنيم. خود من که نميتوانم و قطعا در زندگي من هم مثل خيليها چيزهايي وجود دارد که با من به گور خواهد رفت و نزديکترينها هم از آن با خبر نميشوند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم تیر 1389ساعت 14:5 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
«طلا و مس» به ذات سينما نزديك شده است
![]() اشاره: وقتي فيلمي در سينماي ايران اصطلاحا گُل ميكند، روزنامهها، خبرگزاريها، برنامههاي تلويزيوني و... پر ميشود از مطالب و نوشتههايي در تعريف و تمجيد از آن فيلم.
همه دوست دارند در تعريف از آن اثر از ديگري پيشي بگيرند؛ اما كمتر به زمينههاي شكلگيري آن فيلم توجه ميشود و كمتر پيش ميآيد كه خبرنگاري، پرونده كاري آن فيلمساز را ورق بزند و اين سوال را مطرح كند كه در ميان آثار گذشته آن فيلمساز، اين اثر چطور شكل گرفت و چه مراحلي طي شد تا شاهد اين فيلم از آن كارگردان باشيم؟ هيچكس دوست ندارد به گذشته برگردد و معمولا خود كارگردان نيز تمايل ندارد جز در مورد اثر جديدش حرفي بزند. همايون اسعديان، فيلمسازي است كه بعد از چند سال دوري از سينما، با فيلم «طلا و مس» علاقهمندان به سينماي جدي و متفكر ايران را ذوقزده كرده است. اگر او پيش از اين به فيلمسازي تجاري مشهور بود، حالا با ساخت اين فيلم، راه جديدي را در پيش گرفته كه البته ادامه دادن آن نيز كنجكاويبرانگيز است. در اين مصاحبه، پرسشهاي مختلفي مطرح شده تا از جواب آنها به يك نكته برسم و آن اينكه چطور فيلمي كه قرار بود در نهايت در قالب يك تلهفيلم ساخته شود، حالا در برهوت سينماي متفكر ما به اثري خوشساخت و جذاب تبديل شده است؟ همايون اسعديان كه پيش از اين كارگرداني فيلمهاي «نيش»، «مرد آفتابي»، «آخر بازي»، «شوخي» و سريالهاي «راه بيپايان»، «بچههاي خيابان» و «غول چراغ جادو» را به عهده داشته، به اين پرسشها پاسخ گفته كه ميخوانيد.
فيلم سينمايي «طلا و مس» شبيه هيچ يك از فيلمهاي قبلي شما نيست. البته وقتي به فيلمهاي قبلي شما هم نگاه ميكنيم، نكته جالب توجه اين است كه ميبينيم اين فيلمها نيز هيچ كدام شبيه به يكديگر نيست.
اين فيلمها هيچ كدام شبيه هم نيستند؛ اما با هم شباهتهايي هم دارند ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم تیر 1389ساعت 13:54 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
محمدعلي مرداني درروزنامه رسالت نوشت : «طلا و مس» آخرين ساخته همايون اسعديان در حقيقت بيانيهاي دراماتيك براي رسيدن به يك همدلي است. اسعديان بعد از ساخت فيلم گيشهپسند و بزن بكوب «دهرقمي» مسير فيلمسازي خود را تغيير داده و در چرخشي يك صدوهشتاد درجهاي به ساخت فيلمي با رويكردهايي غير از توجه صرف به گيشه پرداخت. «طلا و مس» پيش و بيش از آنكه فيلمي درباره زندگي يك روحاني باشد اثري با موضوع روابط انساني و عشقي صادقانه است. به جرات ميتوان گفت كه آخرين ساخته اسعديان برداشتي جذاب و دلنشين از يك زندگي كاملا سنتي و ا يراني است با كاراكترهايي باورپذير و كاملا ملموس. اين فيلم داستان و روايتش را به سادگي براي مخاطب تعريف ميكند به گونهاي كه او به تدريج خود را در ميان ماجرا ميبيند. به همين دليل است كه خيلي زود حس همذاتپندارياش برانگيخته شده و با شخصيتهاي قصه در شادي و غم شريك و همراه ميشود. با اين وجود در برخي سكانسها كندي ريتم تا حدودي باعث ملال و خستگي تماشاگر ميشود و حضور مهران رجبي در نقش يك روحاني با وجود توانمنديهاي خاص اين بازيگر در ايفاي نقشهاي متفاوت، متاسفانه كاملا تكراري و يادآور فيلم گيشهپسند «دهرقمي» و آثار مشابه است. بازي درخشان و تاثيرگذار نگار جواهريان در اين فيلم كه البته سيمرغ بلورين بهترين بازيگر زن را در جشنواره فيلم فجر 88 برايش به ارمغان آورد، واقعا حس و حال خاصي به «طلا و مس» بخشيده است. از ديگر ويژگيهاي اين فيلم روايت داستان با شيوهاي مبتني بر نشانهها و نمادهاست بويژه در نيمه دوم كه بنمايهها با مضامين داستاني و مفاهيم معنوي همخواني غيرقابل انكاري دارند. فرازوفرود داستان در لحظههاي مختلف، تعليقها و داستانكهاي فرعي همه تقريبا بدون نقص و حساب شده هستند و حضور پرستاري در منزل «سيدرضا» (به عنوان يكي از دو شخصيت محوري) ، ديالوگهاي طعنهآميز پرستار به سيد در بيمارستان و ... از لحظات و سكانسهاي جالب و تاثيرگذار اين فيلم به شمار ميآيند. «طلا و مس» را ميتوان روايتكننده مهربانيها و صميميتهاي گمشده در عصر ما خواند، همان عناصري كه از مصالح قوامبخش زندگيها هستند و هيچگاه بر زبان نميآيند، مهربانيهايي از جنس مهرباني پدرها و مادرهايمان. فراموش نكنيم «طلا و مس» با همه حسنهايي كه ذكر شد در حقيقت فيلم تهيهكننده (منوچهر محمدي)است كه البته تلاش كارگردان را هم نبايد در قوام يافتن ايده اوليه منوچهر محمدي از ياد برد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 20:45 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
سوره سينما: در دهه هشتاد حضور روحاني به عنوان شخصيت نمايشي در فيلم هاي سينمائي و مجموعه هاي تلويزيوني اتفاق جديدي محسوب نمي شود و بسيار هستند بازيگراني كه حضور در اين نقش را به عنوان چالشي خاص در كارنامه خود ثبت كرده اند |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 0:30 توسط
|
|
||